کلیه ی دانشجویان می توانند فایل درس مکانیک آماری (محسنی) را بصورت اسلایدشو، از این وبلاگ دانلود کنند. توجه شود که این نسخه در کلاس تدریس نشده است و بطور کامل می باشد.
کلیه ی دانشجویان می توانند فایل های درس حرارت و ترمودینامیک (زیمانسکی) را بصورت فصل به فصل و در دو قالب اسلایدشو و پی دی اف بطور فشرده، از این وبلاگ دانلود کنند. برای بازکردن فایل ها از برنامه winrar استفاده کنید.
انتشار این مطلب با ذکر منبع ، بلامانع است.
دانلود pdf :
دانلود اسلاید شو :







برای رویت این سیارات به هیچ تلسکوپی نیاز نیست.
برای دیدن این تصاویر از نزدیک، به آشپز خانه منزل خود رفته و پشت ماهی تابه یا قابلمه ها را نگاه کنید!


مادرم ھمیشه از من می پرسید: مھمترین عضو بدنت چیست؟
طی سالھای متمادی، با توجه به دیدگاه و شناختی که از دنیای پیرامونم کسب میکردم، پاسخی را حدس میزدم و با خودم فکر میکردم که باید پاسخ صحیح باشد
وقتی کوچکتر بودم، با خودم فکر کردم که صدا و اصوات برای ما انسانھا بسیار اھمیت دارند، بنابراین در پاسخ سوال مادرم میگفتم: مادر، گوشھایم
او گفت: نه، خیلی از مردم ناشنوا ھستند. اما تو در این مورد باز ھم فکر کن، چون من باز ھم از تو سوال خواھم کرد
چندین سال سپری شد تا او بار دیگر سوالش را تکرار کند. من که بارھا در این مورد فکر کرده بودم، به نظر خودم، پاسخ صحیح را در ذھن داشتم. برای ھمین، در پاسخش گفتم: مادر، قدرت بینایی برای ھر انسانی بسیار اھمیت دارد. پس فکر میکنم چشمھا مھمترین عضو بدن ھستند
او نگاھی به من انداخت و گفت: تو خیلی چیزھا یاد گرفته ای، اما پاسخ صحیح این نیست، چرا که خیلی از آدمھا نابینا ھستند.
من که مات و مبھوت مانده بودم، برای یافتن پاسخ صحیح به تکاپو افتادم
چند سال دیگر ھم سپری شد. مادرم بارھا و بارھا این سوال را تکرار کرد و ھر بار پس از شنیدن جوابم میگفت: نه، این نیست. اما تو با گذشت ھر سال عاقلتر میشوی، پسرم.
سال قبل پدر بزرگم از دنیا رفت. ھمه غمگین و دلشکسته شدند
ھمه در غم از دست رفتنش گریستند، حتی پدرم گریه میکرد. من آن روز به خصوص را به یاد می آورم که برای دومین بار در زندگیام، گریه پدرم را دیدم
وقتی نوبت آخرین وداع با پدر بزرگ رسید، مادرم نگاھی به من انداخت و پرسید: عزیزم، آیا تا به حال دریافته ای که مھمترین عضو بدن چیست؟
از طرح سوالی، آن ھم در چنان لحظاتی، بھت زده شدم. ھمیشه با خودم فکر میکردم که این، یک بازی بین ما است. او سردرگمی را در چھرھام تشخیص داد و گفت: این سوال خیلی مھم است. پاسخ آن به تو نشان میدھد که آیا یک زندگی واقعی داشته ای یا نه
برای ھر عضوی که قبلاً در پاسخ من گفتی، جواب دادم که غلط است و برایشان یک نمونه ھم به عنوان دلیل آوردم
اما امروز، روزی است که لازم است این درس زندگی را بیاموزی
او نگاھی به من انداخت که تنھا از عھده یک مادر بر می آید. من نیز به چشمان پر از اشکش چشم دوخته بودم. او گفت: عزیزم، مھمترین عضو بدنت، شانه ھایت ھستند
پرسیدم: به خاطر اینکه سرم را نگه میدارند؟
جواب داد: نه، از این جھت که تو میتوانی سر یک دوست یا یک عزیز را، در حالی که او گریه میکند، روی آن نگه داری
عزیزم، گاھی اوقات در زندگی ھمه ما انسانھا، لحظاتی فرا میرسد که به شانھای برای گریستن نیاز پیدا میکنیم. من دعا میکنم که تو به حد کافی عشق و دوستانی داشته باشی، که در وقت لازم، سرت را روی شانه ھایشان بگذاری و گریه کنی
از آن به بعد، دانستم که مھمترین عضو بدن انسان، یک عضو خودخواه نیست. بلکه عضو دلسوزی برای خالی شدن دردھای دیگران بر روی خودش است
مردم گفته ھایت را فراموش خواھند کرد، مردم اعمالت را فراموش خواھند کرد،
اما آنھا ھرگز احساسی را که به واسطه تو به آن دست یافته اند، از یاد نخواھندبرد ،
خوب یا بد

